امام به كسى گفته مى شود كه رياست و رهبرى جامعه اسلامى را از جهات سه گانه: حكومت، بيان معارف و احكام دينى و رهبرى و ارشاد حيات معنوى مردم را به عهده مى گيرد. و در عقيده شيعه، چنين كسى بايد از جانب خدا تعيين و به مردم ابلاغ شود.
امام رضا عليه السلام خود در حديثى طولانى كه كلينى آن را در كافى نقل كرده صفات و ويژگىهايى را براى امام بيان مى كند و اشاره مى كند كه منصب امامت مانند مقام نبوت منشأ الهى دارد و امام نيز بايد از جانب خداوند تعيين و به وسيله پيامبر يا امام قبلى به مردم معرفى شود. چنان كه امام اول، اميرالمؤمنين على عليه السلام مطابق آيه تبليغ در غدير خم به وسيله پيامبر اكرم به مردم معرفى و ابلاغ شد و امامان بعدى نيز علاوه بر اين كه نبى گرامى برابر احاديث موجود در كتب فريقين با مشخصات كامل تا امام دوازدهم نام برده است، هر امامى نيز امام بعد از خود را با نص صريح و قطعى معرفى مى كرده است.
بقیه مطلب در ادمه مطالب برای مشاهده کلیک کنید....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 15:36  توسط حمید نجف اوغلی
|
امام رضا عليه السلام در مدينه، پس از امامت
مدت امامت حضرت رضا عليه السلام حدود 20 سال طول كشيد، كه 17 سال آن در مدينه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.
امام رضا عليه السلام در مدينه، پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفت، و به رسيدگى امور پرداخت، شاگردان پدر را به دور خودش جمع كرد، و به تدريس و تكميل حوزه علميه جدش امام صادق عليه السلام پرداخت و در اين راستا گام هاى بزرگ و استوارى برداشت.
موقعيت امام رضا عليه السلام در مدينه، همه علما و شخصيت هاى سياسى و اجتماعى حجاز را تحت الشعاع خود ساخت، مردم آن بزرگوار را در همه شؤون مادى و معنوى، مرجع و پناه خود مى دانستند، و نور وجود او چون خورشيدى بر قلب ها مى تابيد، و تاريكي ها را از نظرات گوناگون روشن مى ساخت.
آن حضرت براى رفع مشكلات اجتماعى، فرهنگى و سياسى مردم، در همه امور دخالت مىكرد، و در متن جامعه قرار داشت، و در امور و مسائل مختلف اجتماعى هرگز لحظه اى بىتفاوت نزيست، به ويژه در دو بعد فرهنگى و سياسى، تلاش فراوان داشت، آن بزرگوار در گفتگويى با مأمون در خراسان فرمود:
و ما زادنى هذا الامر الذى دخلت فيه، فى النعمة عندى شيئاً و لقد كنت بالمدينة و كتابى ينفذ فى المشرق و المغرب، و لقد كنت اركب حمارى، و امرّ سكك المدينه، و ما بها اعزّمنّى، و ما كان بها احد يسألنى حاجة يمكننى قضاؤها له الاّ قضيتها له:
«اين كه من در اينجا (خراسان) به عنوان ولى عهد، شدهام از نظر من هيچگونه بر موقعيت من افزوده نشده است، من در مدينه در موقعيتى بودم كه نامهام به مشرق و مغرب مى رفت (دست خطم را در همه جا مىخواندند) بر مركب خود سوار مىشدم، و در راههاى مدينه عبور مى كردم، هيچ كس در آنجا عزيزتر از من نبود، و هر كسى حاجتى داشت و آن را از من مىطلبيد، تا حد توان نيازهاى نيازمندان را تأمين مى كردم.»
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 15:40  توسط حمید نجف اوغلی
|
عاشورا و امام حسین علیه السلام در آئینه احادیث
امامان شیعه علیهم السلام براى اینكه نهضتخونین كربلا و محرم و عاشورا براى همیشه زنده و جاوید بماند، سعى و تلاش فراوانى نمودند و در این راستا از پنج شیوه استفاده كردند:
1- یادآورى مصائب امام حسین علیه السلام و یاران فداكارش در مناسبتهاى مختلف، بخصوص در ایام محرم و عاشورا.
عن ابى عمارة المنشد قال: «ما ذكر الحسین بن على عند ابى عبدالله علیه السلام فى یوم قط فرئى ابو عبدالله علیه السلام متبسما فى ذلك الیوم الى اللیل» (1) ابوعماره منشد مىگوید: هر گاه در حضور امام صادق علیه السلام نام حسین علیه السلام برده مىشد، آن روز تا شام خنده بر لبان آن حضرت دیده نمىشد.

حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام مىفرماید:
«كان ابى اذا دخل شهر المحرم لایرى ضاحكا و كانت الكابة (2) تغلب علیه حتى یمضى منه عشرة ایام فاذا كان یوم العاشر كان ذلك الیوم یوم مصیبته و حزنه و بكائه و یقول: هو الیوم الذى قتل فیه الحسین علیه السلام » (3) وقتى ماه محرم مىرسید پدرم را كسى خندان نمىدید و غم و اندوه بر او چیره مىگشت تا روز عاشورا فرا مىرسید و روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و روز گریه او بود و مىفرمود: این همان روزى است كه حسین علیه السلام كشته شد.
زمانى كه منصور دوانیقى دستور داد در منزل حضرت صادق علیه السلام را آتش بزنند، آن حضرت در منزل بودند و آتش را خاموش كردند و زنان و دختران وحشتزده از آتشسوزى را دلدارى دادند:
«فلما كان الغد دخل علیه بعض شیعته یسالونه فوجدوه حزینا باكیا، فقالوا: ممن هذا التاثر و البكاء؟ امن الجراة علیكم اهل البیت و لیس منهم باول مرة فقال الامام علیه السلام : لا ولكن لما اخذت النار ما فى الدهلیز نظرت الى نسائى و بناتى یتراكضن فى صحن الدار من حجرة الى حجرة و من مكان الى مكان هذا و انا معهن فى الدار فتذكرت فرار عیال جدى الحسین علیه السلام یوم عاشوراء من خیمة الى خیمة و من خباء الى خباء و المنادى ینادى: احرقوا بیوت الظالمین» (4) فرداى آن روز دستهاى از شیعیان خدمت آن حضرت رسیدند تا از حالش جویا شوند، دیدند آن حضرت اندوهناك و گریان است پرسیدند: این همه اندوه و گریه از چیست؟ آیا از گستاخى و بىحرمتى آنان نسبت به شما - اهل بیت - این همه ناراحتید و حال آن كه این اولین بار نیست كه چنین مىكنند.

امام علیه السلام فرمود: نه، بلكه اندوه و گریه من از این جهت است كه وقتى آتش، آستانه خانه را فرا گرفت، زنان و دخترانم را دیدم كه از این اطاق به آن اطاق و از اینجا به آنجا پناه مىبردند در حالى كه من پیش آنان حضور داشتم و تنها نبودند. از این صحنه به یاد فرار خانواده جدم حسین علیه السلام در روز عاشورا افتادم كه از خیمهاى به خیمه دیگر و از پناهگاهى به پناهگاه دیگر فرار مىكردند و دشمن فریاد مىزد: خیمه ستمكاران را به آتش بكشید!
در مورد حضرت على بن الحسین علیه السلام آمده است كه روزى ابوحمزه ثمالى بر حضرت وارد شد و حضرت را در حال گریه دید; عرض كرد:
«سیدى! ما هذا البكاء و الجزع؟ الم یقتل عمك حمزة؟ الم یقتل جدك على علیه السلام بالسیف انالقتل لكم عادة و كرامتكم من الله الشهادة».
دانلود مداحی های شب ۵ محرم پارسال - حاج محمود کریمی
دانلود مداحی های شب ۵ محرم پارسال
بقیه مطالب در ادامه مطلب برای مشاهده کلیک کنید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 17:4  توسط حمید نجف اوغلی
|

مصيبت امام حسين عليه السلام از همه بالاتر است :
شيخ صدوق قدس سره در علل الشرايع به اسناد خود از عبدالله بن فضل هاشمى روايت كرده كه گفت :
به امام صادق عليه السلام عرض كردم : يا بن رسول الله ، چه شد روز عاشورا روز شهادت حسين عليه السلام است روز بزرگ مصائب است ، و حال آن كه روز وفات رسول الله صلى الله عليه و آله و روزى كه فاطمه عليهاالسلام جهان را وداع گفت و روزى كه اميرالمومنين عليه السلام شهادت يافت و روزى كه حسن بن على عليه السلام به ضربت ستم شهيد گشت واجب مى كند كه مصائب اين روزها بزرگ تر باشد ؟
امام عليه السلام فرمود:
مصيبت روز قتل امام حسين عليه السلام بزرگ تر است از جميع ايام ، زيرا كه اصحاب كساء كه در نزد خداوند بهترين آفريدگانند، فزون از پنج تن نباشند و آنها محمد و على فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام هستند و جود عالم منوط به وجود ايشان بود چون رسول خداصلى الله عليه و آله جهان را وداع كرد مردمان به بقاى چهار تن ديگر شاد بودند و چون فاطمه عليهاالسلام از دنيا رفت مردمان به وجود حسن و حسين عليهماالسلام تسليت مى يافتند چون على عليه السلام به شهادت رسيد، امام حسن و امام حسين عليهماالسلام به جاى او بودند و بعد از شهادت حسن عليه السلام مردم چشمشان به جمال حسين عليه السلام بود اما چون حسين عليه السلام را به قتل رساندند كسى از اصحاب كساء باقى نماند تا مردم را در سوگوارى آن حضرت سير و سلوكى باشد ولى شهادت حضرت حسين عليه السلام چنان بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام همگان را شهيد كرده باشند اين جاست كه مصيبت روز شهادت حسين عليه السلام بزرگترين ايام و برزگترين مصائب است. (189)
بقیه در ادامه مطالب برای مشاهده کلیک کنید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 15:11  توسط حمید نجف اوغلی
|
خطبه امام روز عاشورا

(ولی من آن خدایی است كه كتاب فرود آورده و هم او، ولی شایستگان است ) راوی گوید با گریه خواهرش خطبه قطع شد و امام، حضرت عباس و پسرش علی اكبر را نزد ایشان فرستاد و ایشان را خاموش كردند و سپس بقیه خطبه را با درود بر پیغمبر و پیامبران ادامه داد (اما بعد، بنگرید من از چه خاندانم و به خود آئید و خویش را سرزنش كنید و بنگرید، برای شما آیا كشتن من رواست؟ و حرمت من برای شما، زیر پا شدنی است؟ آیا من پسر پیغمبر شما نیستم پسر وصی و عموزاده شما نیستم.
برای دیدن بقیه مطالب به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 19:7  توسط حمید نجف اوغلی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 12:34  توسط حمید نجف اوغلی
|